مؤلف مجهول

66

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

دين ما اندر آييد . عمار جواب داد كه عهد و پيمان شكستن را چگونه داريد شما كه جهودانيد ؟ گفتند : هول و صعب است عهد شكستن . عمار گفت : پس من با خداى عز و جل عهد دارم و پيمان ، كه هرگز از دين او برنگردم . حذيفه را گفتند : اين عمار بىراه شده است و دين پدران يله كرده است تو چه گويى بارى « 1 » ؟ حذيفه جواب داد كه اللّه خداوند منست و محمد رسول منست ، و قرآن امام منست ، هم برين مىباشم تا روز مرگ . اين آيت اندر شأن ايشان آمد قوله تعالى « 2 » مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ گفت اين جوششى است كه در دلهاى ايشان افتاده است ، از آنچه مىدانند كه شما را آن جهان چه نيكوييها خواهد بود مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ از پس آن‌كه مريشان را پديد آمده است اندر تورية ، كه حق آنست كه شما داريد . و حقيقت حسد جوششى بود اندر دل ، كه پديد آيد به سبب نيكوييى كه يارى ازان كسى را پديد آيد فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا اتركوهم من غيرمجازاة ايها المؤمنون و اصفحوا اعرضوا عن مكافاتاهم . گفت بگذاريد « 3 » شان بىپاداش‌كردن و اصفحوا روى بگردانيد از مكافات‌كردن ايشان حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ تا آن روز كه خداوند تعالى فرمانى از فرمانهاى خويش به پيغامبر شما [ 51 ] رساند و حكمى از حكمهاى خويش بريشان براند به كشتن بنى قريظه وز شهر راندن بنى نضير « 4 » إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 103 ) قادر من القتل و الاجلاء . از آنچه خداوند تعالى بر قتل يعنى بر كشتن دشمنان خويش و نفىكردن 50 از شهرها مر

--> ( 1 ) . حاشيه : يا حذيفه . ( 2 ) . حاشيه : و بعضى گفتند حسدا به فتح حاء و سين . ( 3 ) . اصل : بگداريد . ( 4 ) . اصل : بنى نظير ظاهرا آن را بنى نضير كرده‌اند .